سفارش تبلیغ
صبا ویژن

فرزند انقلاب

30جمله کوتاه از رهبر معظم انقلاب در خصوص جنگ نرم

30جمله کوتاه از رهبر معظم انقلاب در خصوص جنگ نرم

بیانات مقام معظم رهبری درباره جنگ نرم

بیانات امام خامنه ای درباره جنگ نرم

1- این جنگ نرم ، شما جوانهای دانشجو ، افسران جوان این جبهه اید…


2-شرط اصلی فعالیت درست شما در این جبهه ی جنگ نرم ، یکی اش نگاه خوشبینانه وامیدوارانه است

3-خط اغفال به خصوص خواص و نخبگان از تاثیر دشمن ، یکی از خطوط القائی و تبلیغاتی دشمن است.

4-در میدان تنظیم شده ی از سوی دشمن بازی نکنید…. چون چه ببرید ، چه ببازید ، به نفع اوست.

5-امروز اولویت اصلی کشور مقابله با جنگ نرم دشمن است

6-در این جنگ نرم وظیفه مجموعه فرهنگی این است که هنر را تمام عیار و با قالبی مناسب به میدان آورد تا اثرگذار شود

7-جنگ نرم، صحنه رویارویی دروغ های بزرگ باواقعیت های تردیدناپذیراست.

8-دراین جنگ نرم،کافی است هواداران جبهه حق بیدارباشندو بیکار ننشینند چراکه زبان حق همیشه مؤثرتراز زبان باطل است.

9-فرهنگ یک سیستم است و دارای انواع و اجزائی است و مهندسی فرهنگ به عنوان یک مهندسی سیستم باید انجام پذیرد

10- فرهنگ یک جامعه، اساس هویت آن جامعه است

11-جنگ نرم یعنى ایجاد تردید در دلها و ذهنهاى مردم

12-یکى از ابزارها در جنگ نرم این است که مردم را در یک جامعه نسبت به یکدیگر بدبین کنند

13-در جنگ روانى و آنچه که امروز به او جنگ نرم گفته میشود در دنیا، دشمن به سراغ سنگرهاى معنوى مى‌‌آید که آنها را منهدم کند؛

14-مؤثرترین سلاح بین‌‌المللى علیه دشمنان و مخالفین، سلاح تبلیغات است؛

15-من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنم اول: جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم: مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی

16-کسانی که نسبت به مسائل فرهنگی حساسیت داشته باشند، متوجه مسأله تهاجم فرهنگی خواهند شد

17-کار فرهنگی در ایران اسلامی مسأله ای است که نمی توان لحظه ای از آن غفلت کرد.

18-مقابله آمریکا با جمهوری اسلامی ایران عملاً در استمرار جنگ روانی با نظام و ملت ایران، معنا پیدا می کند.

19-دشمنان جمهوری اسلامی ایران باورهای سیاسی و دینی و نیز عادات حسنه ملت ما را با تکیه بر ابزارهای فرهنگی هدف گیری کرده اند

20-اکنون فرهنگ اسلام ناب که انقلاب اسلامی براساس آن بنیان نهاده شده است، دقیقاً هدف تهاجم دشمنان اسلام قراردارد

21-برای مقابله اصولی و برنامه ریزی شده با این تهاجم دشمن، لازم است مدیریت متمرکز و هدایت کننده ای در امور فرهنگی به وجود آید

22-شیعه باید مدرن ترین شیوه های تبلیغ را برای رساندن پیام حق خود به دیگران مورد استفاده قرار دهد.

23-هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است،

24-شکی نیست که امروز امواج تبلیغاتی پیچیده و درهم تنیده ی عالم، علیه اسلام متمرکز شده است.

25-گستره تهاجم فرهنگیِ جبهه استکبار، همه کشورهای دنیا است اما در این تهاجم مهمترین هدف، نظام جمهوری اسلامی است

26-در تهاجم فرهنگی، هدف، ریشه کن کردن فرهنگ ملّی و ازبین بردن آن است

27-تهاجم فرهنگی انجام می گیرد تا فرهنگ خودی را ریشه کن کند

28-فرهنگ مایه اصلی هویت ملت هاست

29-فرهنگ یک ملت است که می تواند آن ملت را پیشرفته، عزیز، توانا، عالم، فناور، نوآور و دارای آبروی جهانی کند.

30-در تهاجم معنوی ، تهاجم فرهنگی ، تهاجم نرم، شما دشمن را در مقابل چشمتان نمی بینید هوشیاری لازم است.


آرمان های انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

آرمان های انقلاب اسلامی از دیدگاه امام خمینی (ره)

 

اشارت

اگرچه مبحث «تغییرات اجتماعی » از دیرباز مورد توجه متفکران مختلفی، از ارسطو و افلاطون گرفته تا نظریه پردازان جدید متاخر همانند مارکس، مارکوزه و آرنت، بوده - و در این خصوص طیف متنوعی از تئوری ها پیشنهاد شده است - با این حال حساسیت و اهمیت موضوع می طلبد تا از منظر تازه ای این پدیده مهم سیاسی، مورد بازنگری قرار گیرد . به همین دلیل مشاهده می شود که علی رغم حجم عظیم تحقیقات به عمل آمده، در زمینه «شناسایی انقلاب » ، هنوز هم گفتنی های بسیاری وجود دارد که جای آنها در مطالعات موردی، خالی است . مهم ترین مصداق این ادعا وقوع انقلاب اسلامی در ایران است که تعدادی از متفکران بنام این رشته را به تجدید نظر در یافته های قبلی شان وادار کرده است . ضرورت این بازنگری از صبغه مذهبی انقلاب ما ناشی می شود و این که انقلاب اسلامی در نوع خود منحصر به فرد می باشد و لازم است تا در گونه شناسی انقلاب، جایگاه متمایزی را به خود اختصاص دهد، لذا ما در این نوشتار به ارائه یک تقسیم بندی جدید از انقلاب ها همت می گماریم که در آن انقلاب ها بر اساس آرمان های انقلابیون، از یکدیگر تفکیک می شوند . این تقسیم بندی در کنار دیگر موارد مشابه - تقسیم بندی هایی که بر اساس ملاک های فلسفی، تاریخی، اقتصادی، انسانی، اخلاقی و . . . صورت پذیرفته اند می تواند در معرفی هرچه بهتر انقلاب اسلامی مؤثر باشد . انقلاب ها را می توان از این دیدگاه به سه دسته تقسیم نمود:

نخست: انقلاب هایی که آرمان عالی و اولیه آنها نیل به یک جامعه بی طبقه - جامعه ای که در آن مساوات اقتصادی نمود کامل داشته باشد - است . تحولات انقلابی رخ داده در کشورهای مارکسیستی را می توان در این قسمت جای داد .

دوم: انقلاب هایی که تاسیس یک جامعه مبتنی بر آزادی فردی و رفاه شخصی را آرمان متعالی خود برگزیده اند و هر آنچه را که به نحوی در تقابل با این آزادی افسار گسیخته باشد به کناری می نهند . جوامع به اصطلاح لیبرال چنین فرآیندی را پشت سر گذاشته اند و هم اکنون سعی دارند در قالب شعارهای انسان دوستانه، کالاهای فرهنگی خود را به دیگر کشورها صادر نمایند .

سوم: انقلاب هایی که اصل را بر تربیت «انسان های الهی » گذارده اند و تاسیس یک جامعه خداپسند را آرمان عالی خود قرار داده اند . در این انقلاب ها فقط تامین معاش دنیوی و آسایش عمومی ملاک نیست، بلکه غرض اصلی به کارگیری این ابزار برای تحقق یک وضعیت متعالی تر در درون جامعه می باشد و آن این که جامعه ای صالح و پاک ایجاد شود که افراد در درون آن بتوانند به تکامل معنوی خویش نایل آیند . انقلاب بزرگ حضرت رسول (ص) نمونه عالی این دیدگاه است و در عصر حاضر «انقلاب اسلامی ایران » را داریم که در نوع خود منحصر به فرد می باشد .

اگرچه امکان دست یابی به نمونه هایی که ترکیبی از دو یا سه دیدگاه فوق باشند، وجود دارد، اما عمده ترین آنها - در این مقال - همان است که پیش از این گفته شد . برای درک هر چه بهتر این گونه شناسی تذکر مطالب زیر ضروری است .

1) اساسا انقلاب در گفتمان اسلامی، تعریف خاص خود را دارد و برای همین منظور لفظ ویژه ای نیز جعل شده است . همان گونه که می دانیم انقلاب به معنای «زیر و رو شدن » ، «واگردیدن » و «برگشتن » در سده هفدهم به عنوان یک اصطلاح شایع و مقبول در حوزه سیاسی مطرح می شود که معنای اصطلاحی آن «واژگونی تمام عیار حکومت و یا دولت و جایگزینی حاکم و یا دولت جدید از طریق خشونت » می باشد . اگرچه این مفهوم در طی زمان از ظرافت و ابعاد تئوریک تازه ای برخوردار شده است - به گونه ای که امروز با طیف وسیع و متنوعی از تئوری های انقلاب مواجه ایم (1) اما در مقام ارزیابی باید اعتراف کرد که همه اینها از تبیین جامع انقلاب اسلامی عاجزند . چرا که مقوله انقلاب در بینش اسلامی تعریفی به خصوص دارد که با تعاریف مشابه از حیث محتوا متفاوت است . کلمه «انقلاب » اگرچه در گفتمان اسلامی به معنای سیاسی اش نیامده، ولی اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» به طور واضح و آشکاری بر این معنا دلالت دارد . این اصطلاح شامل تمامی اشکال و صور تغییر اجتماعی از اصلاح گرفته تا انقلاب می شود و دارای سه مؤلفه اساسی است: (2)

نخست: بعد آرمانی انقلاب که به انگیزه متعالی «آمر به معروف و ناهی از منکر» باز می گردد . بر این اساس تنها آرمان مشروع برای اقدام به انقلاب «به سامان کردن امور جامعه متناسب با سیره و ارزش های نبوی » است و اگر این بعد معنوی از انقلاب ستانده شود، دیگر انقلاب، اسلامی نیست . (3)

دوم: بعد مادی انقلاب، که به شکل تعارض انقلابی ها با حکام ستمگر متجلی شده و در اصطلاح رایج از آن به خشونت یاد می شود .

سوم: بعد معرفتی انقلاب است که به «آگاهی توده های انقلابی » برمی گردد . توضیح آن که آمر به معروف و ناهی از منکر باید با آگاهی در این راه گام بردارد و اگر به مقتضای آگاهی کاذب و یا جهل خود دست به حرکتی بزند، دیگر نمی توان آن را «انقلاب اسلامی » قلمداد کرد . (4)

با توجه به آن چه گفته شد، می توان «انقلاب » را این گونه تعریف کرد:

انقلاب عبارت است از «امر به معروف و نهی از منکری که توسط مردمی آگاه، متحول و شعور یافته با انتخاب و اختیار، به طور همزمان و جمعی در مقابل سلطان یا پادشاه و هیات حاکمه ستمگر، طی مراحلی خاص برای تغییر در ساخت ها، نهادها، ارزش های مسلط و به تعبیری بهتر، احیای سنت های رسول خدا و اماته بدعت ها، تحریفات و منکرات، تحت رهبری فردی واجد شرایط به طریقی خشونت آمیز، صورت می گیرد» . (5)

بدین ترتیب معلوم می شود که «انقلاب اسلامی » از حیث محتوا و تا حدودی در روش، از دیگر انقلاب ها متمایز است و آنچه تحت عنوان «بعد آرمانی انقلاب » طرح می گردد ناظر بر همین وجه است .

2) انقلاب اسلامی ایران در این نوشتار به محدوده تاریخی 1342 تا 1357 منحصر نمی شود، بلکه دوران تاسیس جمهوری اسلامی را نیز در بر می گیرد، لذا تفکیک تحولات ایران به دوران انقلاب و حکومت صحیح به نظر نمی رسد، چرا که تبعات سویی را به دنبال دارد; از آن جمله تفکیک فوق به طرح این شبهه منجر می شود که مقتضیات، اهداف، روش و اصول مورد قبول دوران حکومت با دوره انقلاب متفاوتند، در حالی که اندیشه اسلامی این استدلال را برنمی تابد و معتقد است ارزش ها، آرمان ها و خواسته های انقلابی در دوران تاسیس دولت باید دنبال شوند و از این حیث این دو مرحله پیوند درونی دارند و به عبارت بهتر، دوران تاسیس مرحله تحقق عینی آرمان های

انقلابی است . به همین خاطر، در نوشتار حاضر سعی شده است مجموعه آرمان های انقلاب در قالب ساختاری واحد، برای آگاهی بخشی به مسؤولان و مردم ارائه گردد .

3) ماهیت اصلی این بحث اساسا «آسیب شناسانه » می باشد، بدین معنی که مؤلف سعی دارد با قبول اصل مذکور در بند دوم، آرمان هایی را که انقلاب برای تحقق آنها رخ داده، به طور روشن و شفاف از زبان امام خمینی (ره) ارائه دهد و بدین وسیله مسؤولان را از رسالت خطیرشان و ملت را از جایگاه رفیع شان - مبنی بر جلوگیری از بروز هرگونه انحرافی در روند مستمر انقلاب - آگاه سازد . بدیهی است که آگاهی، شرط اول برای عمل صالح است و تذکر این مطلب می تواند برای همگان مثمر باشد . البته تقسیم بندی حاضر را نمی توان تنها الگوی ممکن مطرح کرد، چه بسا هدف فوق از طریق ارائه الگوهای دیگری نیز تامین شود که در آن صورت می توان آنها را مکمل بحث حاضر طرح و بررسی کرد .

4) با توجه به تعریف ما از انقلاب معلوم می شود که «رهبری » در آن نقش عمده ای ایفا می نماید، بنابراین در نگارش تحقیق حاضر روشی اتخاذ شده است که بتواند در تبیین آرمان های انقلاب مؤثر و کارآمد باشد . برای این منظور ضمن اتخاذ رویکردی توصیفی - ترکیبی به «انقلاب اسلامی » ، مجموع سخنان امام خمینی (ره) را فراروی خود قرار داده، سعی نموده ایم با ارائه ترکیبی مناسب از گفتارهای ایشان دو غرض کلی را تامین کنیم:

نخست: آرمان های اصیل انقلاب را از زبان امام خمینی (ره) متذکر شویم .

دوم: «بایدها» ی سیاست های اجرایی جمهوری اسلامی و ملت ایران را برای آبادانی هرچه بیشتر کشور در دهه های آتی، مشخص نمائیم .

لذا در ضمن سطور آتی به شرح آرمان های انقلاب اسلامی در سه حوزه فرهنگی، تربیتی، اقتصادی و سیاسی خواهیم پرداخت .

الف) آرمان های فرهنگی - تربیتی

آرمان های فرهنگی - تربیتی عمده ترین حوزه تاملات نظری انقلابی ها را تشکیل می دهد و از این حیث انقلاب اسلامی کاملا متاثر از رهیافت فرهنگی اسلام است، آن جا که اسلام خود را دین انسان ساز معرفی می نماید . بر همین اساس امام (ره) «تربیت انسان صالح » را در راس برنامه های انقلابی اش قرار داده، صریحا اظهار می دارد:

«آن قدر که انسان غیر تربیت شده مضر است به جوامع، هیچ شیطانی و هیچ حیوانی و هیچ موجودی آن قدر مضر نیست و آن قدر که انسان تربیت شده مفید است برای جوامع، هیچ ملائکه ای و هیچ موجودی آن قدر مفید نیست . اساس عالم بر تربیت انسان است » . (6)

به همین خاطر است که می بینیم آرمان های انقلابی امام خمینی (ره) بیشتر صبغه تربیتی می یابد که می توان آنها را در دو بعد مورد بررسی قرار داد:

1 . بعد فردی: تربیت انسان هایی فرهیخته و متقی

شهید مطهری، در تبیین این بعد از انقلاب اسلامی بیان داشته اند: معنویت از ارکان واقعی این انقلاب بوده و مایه حیات انسان می باشد، لذا تحقق یک جامعه اسلامی که در آن ارزش های الهی نمود تام دارند، به پرورش انسان هایی منوط است که به آداب و ارزش های اسلامی مزین باشند . (7) به تعبیر دیگر «حکومت صالحان » از این حیث حکومتی است که در آن افراد به ایمان الهی تمسک جسته، تهذیب نفسانی را پیشه خود ساخته و به طور کامل ارزش های الهی را بر مملکت وجودی خویش مسلط ساخته اند به گونه ای که در آن از خودبینی و غول سرکش «منیت » هیچ گونه خبری نیست .

مطلب فوق از این حیث قابل توجه می نماید که در بینش های غیر الهی امر خطیر پرورش انسان ها به فراموشی سپرده می شود و معمولا مسائل اقتصادی، سیاسی و . . . به غلط در کانون تحلیل ها و حرکات انقلابی قرار می گیرند، در حالی که امام خمینی (ره) اصل اولیه را بر تحول افراد گذارده صراحتا می فرمایند:

«تمام عبادات وسیله است . . . که آنچه بالقوه است و لب انسان است به فعلیت برسد و انسان بشود . . . یک انسان الهی بشود» . (8)

2 . بعد اجتماعی: ایجاد یک جامعه خداپسند

معنویت به نظر امام (ره) به مملکت درونی افراد منحصر نیست، و چنان نیست که قوای درونی افراد را به اعتدال و سلامت رهنمون شود، بلکه فراتر از آن، نسیم معنویت باید در تمام زوایای اجتماعی بوزد و برای این منظور لازم است تا «تبلیغ » اصول اسلامی به صورت نهادی در درون جامعه اسلامی دنبال شود و در ضمن، فرهنگ دعوت به «ارزش های متعالی اسلامی » در میان کلیه آحاد اجتماعی جاری و حاکم شود . به همین خاطر امام خمینی (ره) نخست رو به عموم مردم نموده، وظیفه الهی آنان را تبیین می نمایند و سپس مؤسسات مختلف تربیتی را - تک تک - مورد خطاب قرار داده رسالتشان را یادآور می شوند . به طور کلی آرمان های تربیتی امام خمینی (ره) را می توان به شکل ذیل دسته بندی کرد:

گروه اول: آرمان های همگانی .

نخست: حاکمیت روحیه دلسوزی نسبت به سرنوشت انسان ها بر جامعه:

«پیغمبر اسلام برای این که مردم تربیت نمی شدند غصه می خوردند، به طوری که خدای تبارک و تعالی او را تسکین می داد . . . و هر انسانی باید این طور باشد که متاسف باشد برای آنهایی که نمی آیند به خط اسلام و خط انسانیت » . (9)

بنیان «امر به معروف و نهی از منکر» در جامعه اسلامی بر اصل فوق گذارده شده است و این که در جامعه اسلامی افراد نمی توانند نسبت به سرنوشت دیگران بی اعتنا باشند، لذا از روی «دلسوزی » و نه «طمع » و یا «کینه » برای نجات آنها از ضلالت به پا می خیزند و به اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر می نمایند . وجود چنین روحیه ای است که جامعه آرمانی را به قبول اصل دوم رهنمون می شود و آن

پذیرش «مسؤولیت دسته جمعی » در قبال هدایت جامعه می باشد .

دوم: داشتن مسؤولیت دسته جمعی

از نکات جالب توجه در کلام امام (ره) یکی این است که ایشان هیچ گاه یک مؤسسه یا نهاد خاص را مسؤول و عهده دار تربیت مردم نمی دانستند، بلکه ضمن اشاره به کارکرد و رسالت هر یک از این نهادها، نهایتا متذکر می شدند که ملت و دولت لازم است در راه اصلاح فرهنگ جامعه دست به دست هم بدهند و کاستی ها را رفع نمایند; به عنوان مثال، اگر چه مدارس را مکلف به تربیت صحیح دانش آموزان می نمایند (10) ولی به همان بسنده نکرده، والدین و خانواده های آنها را نیز مورد خطاب قرار داده، سؤولیت شرعی شان را یادآور می شوند (11) و در کنار همه اینها به دیگر نهادهای اجتماعی گوشزد می نماید که، باید این نسل را از مفاسد و بلایای اجتماعی حفظ کنند، لذا یک جامعه آرمانی جامعه ای است که افراد آن در قبال سرنوشت تمامی مردم مسؤولند .

گروه دوم: آرمان های ویژه مؤسسات تربیتی - فرهنگی

البته امام خمینی (ره) واقع گرا تر از آن بودند که امر خطیری هم چون تربیت انسان ها را تنها به احساس درونی افراد موکول سازند . برای همین، روی تک تک مؤسسات تربیتی انگشت گذارده و نحوه فعالیت های آنها را متذکر می شوند . آنچه در این جا مد نظر می باشد، نه شیوه های عملی، بل اصول کلی حاکم بر کلیه مؤسسات است که در مجموع نشان دهنده وضعیت آرمانی مؤسسات تربیتی در جامعه اسلامی است، وضعیتی که در آن اصول ذیل نمود تام دارند:

اصل اول: صالح بودن کارگزاران امور تربیتی

حوزه ، دانشگاه، رادیو، تلویزیون، مطبوعات و . . . دیگر نهادهای تربیتی آن گاه می توانند مثمر واقع شوند که در مقام نخست خود «صالح » باشند، لذا وجود نهادهای صالح از جمله بلندترین آرمان های امام (ره) به حساب می آیند .

«آن قدر که کشور ما از دانشگاه و فیضیه صدمه دیده است از جاهای دیگر ندیده است . باید هر دوی اینها مهذب باشند و علمای اسلام و اساتید دانشگاه با هم پیوند داشته باشند» . (12)

اصل دوم: وجود توافق عمومی بین کلیه مؤسسات برای نیل به هدفی واحد (به ویژه حوزه و دانشگاه)

هماهنگ بودن نهادهای تربیتی برای نیل به این هدف مقدس کرارا مورد تاکید امام (ره) قرار گرفته است و ایشان به تناسب در مواقع مختلف این اصل مهم را تذکر داده اند که:

«دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هرچه بیشتر با روحانیون و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدار غافل نباشند» . (13)

و یا این که:

«لازم است طبقات محترم روحانی و دانشگاهی با هم احترام متقابل داشته باشند . از تبلیغات سوئی که بر ضد آنها در این چند صد سال شده . . . تا از تفرقه استفاده هرچه بیشتر ببرند احتراز کنند» . (14)

اصل سوم: جمع تعهد و تخصص در کلیه نهادها

مقام تربیت برای معلمانی است که در کار خود تخصص دارند و نسبت به اهداف متعالی آن از تعهد لازم برخوردارند، لذا حضرت امام (ره) سفارش اکید دارند که این منصب تنها به کسانی واگذار شود که دارای ویژگی فوق باشند و اگر روزی برسد که تمامی مسؤولان اجتماعی متعهد و متخصص باشند، در آن صورت وصول به یک جامعه اسلامی به میزان قابل توجهی ممکن و میسور به نظر خواهد رسید:

«ما انسان دانشگاهی می خواهیم نه معلم و دانشجو، دانشگاه باید انسان ایجاد کند . . . مهم این است که یک کسی که از دانشگاه بیرون می آید بفهمد که من با بودجه این مملکت تحصیل کرده ام . . . و باید برای این مملکت خدمت بکنم » . (15) و یا این که:

«ما با تخصص مخالف نیستیم، با علم مخالف نیستیم، با نوکری اجانب مخالفیم . . . ما می خواهیم متخصصینی در دانشگاه ربیت بشوند که برای ملت خودشان باشند» . (16)

تعبیر دیگر حضرت امام خمینی (ره) در این خصوص: «حضور حزب اللهی ها» ی باسواد و متدین در تمامی صحنه های انقلاب می باشد که نهادهای تربیتی با توجه به اهمیت شان در اولویت هستند . (17)

 

پانوشت ها:

1) برای قرائت تاریخچه این بحث نگاه کنید به:

- هانا آرنت، انقلاب، عزت الله فولادوند، تهران، خوارزمی، 1361 .

- کارل ورت، پیتر، انقلاب، ابوالفضل صادق پور، تهران، زوار، 1348 .

- ارسطو، سیاست، حمید عنایت، تهران، بی نا، چ 4، 1364 .

2) از جمله کارهای انجام شده در این زمینه که حکم بنیان اولیه بحث انقلاب را دارند می توان به کتب ذیل اشاره نمود:

- مرتضی مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران، صدرا، 1368 .

- مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، تهران، صدرا، بی تا .

- ابوالفضل عزتی، اسلام انقلابی و انقلاب اسلامی، تهران، هدی، بی تا .

- عباسعلی عمید زنجانی، انقلاب اسلامی و ریشه های آن، تهران، کتاب سیاسی، 67 .

- جلال الدین فارسی، انقلاب تکاملی اسلام تهران، آسیا، بی تا .


اصول و آرمان های انقلاب اسلامی از نگاه استاد شهید مطهری


ایام دهه فجر انقلاب اسلامی،یادآور تلاش های اندیشمندان و متفکران مصلح و متعهدی است که در راه تعمیق اندیشه دینی و احیای تفکر اصیل اسلامی،فداکاری نمودند در دهه های 50-1340 هجری شمسی که دوران تکوین،تکامل و اوج نهضت اسلامی به زعامت امام خمینی(ره)است، در راه تربیت و پرورش نسل جوان و ارتقاء فکری جامعه،از طریق تبلیغ و نشر کتاب و طرح اندیشه های نو اقدام نمودند.یکی از متفکران متعهد، استاد شهید مرتضی مطهری است.

ایشان در طول سه دهه قبل از انقلاب،تلاش وسیع و گسترده ای را برای تربیت نسل جوان و دیگر اقشار جامعه آغاز نمود.شهید مطهری که در اکثر علوم اسلامی مانند فقه،فلسفه،عرفان،تفسیر قرآن،تاریخ اسلام و تشیع تسلّط داشت و با فلسفه و علوم غرب نیز آشنایی عمیق داشت،توانست اندیشه اصیل اسلامی را با زبانی شیوا و بیانی استدلالی مطرح نماید و دانشجویان و طلاب را با سرچشمه های اصیل،معارف اسلامی و برمبنای نیازهای جدید و مقتضیات زمان آشنا سازد.
بدون شک سه نسل از فرزندان متفکر این مرز و بوم که در راه پیروزی انقلاب اسلامی تلاش کردند،از آموزش های عمیق علامه مطهری بهره های فراوان بردند.در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در دی و بهمن 1357،استاد مطهری با طرح محورهای مهم فکری انقلاب،در واقع اصول انقلاب را تبیین نمود و به عنوان یکی از یاران مورد وثوق حضرت امام(ره)به اراده طرح های کاربردی برای آینده پرداخت.نقطه نظرات استاد در زمینه های انقلاب، آزادی،استقلال،عدالت اجتماعی،حفظ ارزش های اسلامی و...که در مقطع پیروزی بهمن 57 توسط شهید مطهری مطرح شده
اند،هنوز هم جذاب و راهگشا است.به خصوص اینکه پس از تحول بزرگ دوم خرداد 1376 و حضور قاطع و وسیع نسل جوان جامعه اسلامی ما در انتخابات ریاست جمهوری،این اندیشهها میتواند راهگشای فکری و عملی نسل دوم پس از انقلاب اسلامی باشد که به مناسبت دهه فجر و آغاز بیستمین سال حیات انقلاب اسلامی،به برخی از این محورها اشاهر می نماییم:

انقلاب همه جانبه
از دیدگاه شهید مطهری،انقلاب اسلامی یک انقلاب همه جانبه مانند انقلاب صدر اسلام است که شرط پیروزی و تداوم آن،حرکت برای تحقق همه اهداف به صورت منظم و سیستماتیک است.«انقلاب صدر اسلام در همان حال که انقلابی مذهبی و اسلامی بود،در همان حال انقلابی سیاسی نیز بود و در همان حال که انقلابی معنوی و سیاسی نیز بود.انقلابی اقتصادی و مادی نیز بود.یعنی حریّت،آزادی،عدالت،نبودن تبعیض های اجتماعی و شکاف های طبقاتی در متن تعلیمات اسلامی است....مبارزه برای پر کردن شکاف های طبقاتی از تعالیم اساسی اسلام محسوب می
شود،اما این مبارزه با معنویتی عمیق توأم و همراه است.از سوی دیگر روح آزادی خواهی و حریّت در تمام دستورات اسلامی به چشم میخورد... «1» »

انقلاب ارزشها
از نقطه نظر استاد مطهری،هدف در انقلاب اسلامی حفظ ارزش
ها و اصول است و هیچم دیگری نمی تواند این اصل را خدشهدار سازد.
«انقلاب اسلامی،یعنی راهی که هدف آن،اسلام و ارزش های اسلامی است و انقلاب و مبارزه صرفا برای برقراری ارزش های اسلامی انجام می گیرد و به بیان دیگر در این راه.مبارزه،هدف نیست.وسیله است...
«2» » در این نظریه،مقوله هایی مانند مبارزه،قدرت،حکومت و...،ابزارهایی برای تحقق ارزش های دینی باید باشد،و در غیر این صورت از اعتبار برخوردار نخواهند بود.

آزادی
در تفکر شهید مطهری،تحقق اصل آزادی،یکی از اهداف انقلاب اسلامی است و از ارکان نظام دینی محسوب می
گردد.روح آزادی،در تعالیم اسلامی جباری و ساری است و تحت هیچ عنوان نمی توان از این مقوله مهم غفلت نمود.
استاد در سخنرانی مورخ 2/11/57 در دانشکده الهیات می گوید:«من اعلام می کنم که در رژیم جمهوری اسلامی،هیچ محدودیتی برای افکار وجود ندارد و از به اصطلاح کانالیزه کردن اندیشه
ها،خبر و اثر نخواهد بود. همه باید آزاد باشند که حاصل اندیشهها و تفکرات اصیلشان را عرضه کنند. البته تذکر می دهم که این امر سوای توطئه و ریاکاری است.توطئه ممنوع است،اما عرضه اندیشه های اصیل،آزاد...»استاد در فرازی دیگر می گوید:
«در حکومت اسلامی،احزاب آزادند.هر حزبی اگر عقیده غیر اسلامی هم دارد،آزاد است.اما ما اجازه توطئه گری و فریب کاری نمی دهیم.احزاب و افراد در حدی که عقیده خودشان را صریحا می گویند و با منطق خود،به جنگ منطق با می آیند،آن ها را می پذیریم...»
شهید مطهری تنها راه حفظ معارف و اصول را صیانت از اصل آزادی دانسته و می گوید:»من به جوانان و طرفداران اسلام هشدار می
دهم که خیال نکنند راه حفظ معتقدات اسلامی،جلوگیری از ابراز عقیده دیگران است.از اسلام فقط با یک نیرو می شود پاسداری کرد و آن علم است و آزادی دادن به افکار مخالف و مواجهه صریح و روشن با آن ها. «3» ».
استاد در تبیین اصل آزادی به دو نوع آزادی اشاره می کند و«آزادی تفکر و آزادی عقیده»را مطرح می نمایند.از دیدگاه ایشان آزادی تفکر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است،که می تواند در مسایل بیندیشد.این استعداد بشری حتما باید آزاد باشد.پیشرفت و تکامل بشر در گرو این آزادی است. ولی در زمینه آزادی عقیده باید،عقیده صحیح و برحق را از عقاید باطل و غیرواقعی تفکیک نمود.
*** تحقق اصل«عدالت»در همه ابعاد آن از جمله اهداف انقلاب اسلامی است.بگفته استاد شهید،امام علی(ع)،حکومت را برای اجرای عدالت می
خواست و همین شدت عدالت خواهی بالاخره منجر به شهادت آن حضرت در محراب عبادت گردید.از دیدگاه استاد،در خصوص آینده انقلاب اسلامی،یکی از اساسی ترین مسایل،مسئله«عدالت اجتماعی» است.حساسیتی که که اسلام در زمینه عدالت اجتماعی و ترکیب آن با معنویت اسلامی،از خود نشان میدهد،در هیچ مکتب دیگری نظیر و مانند ندارد.استاد در خصوص«عدالت اجتماعی»به قدری حساس است که به عنوان هشدار می گوید:«من تأکید می کنم،اگر انقلاب ما در مسیر برقراری عدالت اجتماعی به پیش نرود،مطمئنا به نتیجه نخواهد رسید و این خطر هست که انقلاب دیگری با ماهیت دیگری جای آنرا بگیرد.اما نکته مهم که باید به آن توجه داشت این است که در این انقلاب،اساس کار بر اخوت اسلامی باید بنا نهاده شود.یعنی آنچه را دیگران با خشونت و فشار تأمین می کنند،در این انقلاب با ملایمت و از روی میل و رضا و برادری انجام می گیرد. «4»
اهمیت اصل«عدالت»تا آنجاست که بگفته استاد:«به دلیل ماهیت
عدالت
خواهانه انقلاب،وظیفه حتمی همگی ما این است که به آزادیها، به معنای واقعی کلمه احترام بگذاریم.».
استاد مطهری در فروردین 1358 و در مقطع استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران،در سلسله سخنرانی های خود در مسجد فرشته تهران، آینده روشن و مطلوب انقلاب اسلامی را در گرو تحقق و تداوم چهار اصل «آزادی،استقلال،عدالت اجتماعی و معنویت»دانستند و مطالب جذاب و مستدلی را ایراد نمودند که مطالعه این محورها برای نسل جوان کنونی انقلاب راهگشا می
باشند.در خصوص«استقلال»استاد تحقق این اصل را علاوه بر جنبه های اقتصادی و سیاسی،در بعد فرهنگی و اعتقادی نیز بسیار مهم ارزیابی کردند.استاد شرط تداوم استقلال«سیاسی و اقتصادی»را تحقق استقلال فرهنگی و مکتبی میدانند و چنین استقلالی،آنچنان عزت نفس به جامعه میدهد که میتواند دیگر استقلالها را متحقق سازد.
*امروز که مقوله«گفتگوی تمدن
ها»از سوی ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران،جناب آقای خاتمی مطرح شده و مورد پذیرش قاطع جامعه جهانی قرار گرفته،اهمیت اصل استقلال فرهنگی و مکتبی مطرح میگردد.زیرا آن ها با تکیه بر معارف غنی اسلامی و قرآنی است که میتوان با زبان و منطق جدید در این روند فرهنگی جهانی،حضوری فعال داشت.
محورهای ذکر شده توسط استاد شهید مطهری از اصول اساسی و بنیادین انقلاب اسلامی است که در بیستمین سال حیات انقلاب،برای نسل جوان آموزنده و مفید است و امید است که با الهام از این محورهای مهم که توسط این متکفر متعهد و اندیشمند بزرگوار در آستانه پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران در سال های 58-1357 مطرح و تبیین شده است،هرچه بیشتر در راه تعمیق و تکامل این اصول و آرمان ها حرکت نماییم.
محورهای ذکر شده در این نوشتار از دو کتاب«پیرامون انقلاب اسلامی»و«جمهوری اسلامی»است که توسط انتشارات صدرا منتشر شده است.»

پی نویسها
«(1)پیرامون انقلاب اسلامی،استاد شهید مطهری،انتشارات صدرا،ص 40 و ص 41.»
«(2)همان منبع ص 57»
«(3)منبع بالا،ص 18»
(4)پیرامون انقلاب اسلامی ص 62

 

 

 


اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی

اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی

اهداف انقلاب اسلامی ایران در شعار اصلی آن تجلّی روشن و بدون ابهامی داشت: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی. اسناد و مدارک روشن به خوبی نشان می دهد که تمامی آحاد مردم مسلمان و آگاه ایران و رهبران مقبول مردم به خوبی می دانستند که در انقلاب، با نفی رژیم سلطنتی پهلوی چه چیزی را نمی خواهند و چه چیزی را می خواهند. البته روشن است که درک اجمالی ویا تفصیلی مردم از آرمان های انقلاب اسلامی ایران بسته به سطح فکری و شناخت اجتماعی هر یک از اقشار جامعه متفاوت بود. اما همگان بر این نکته واقف و متفق بودند که اکثریت مردم مسلمان ایران؛ معنویت و آزادی و عدالت، استقلال و رشد و سعادت، و شکوفایی و عزت و سربلندی کشور خویش را در سایه تحقق ارزش ها و احکام اسلام ناب محمدی(ص) جستجو می کردند.
مطابق یک تحقیق دانشگاهی در سال 83، براساس تحلیل محتوای شعارهای مردم تلاش شده تا تصویر دقیق تری از اهداف انقلاب ارائه شود. مقطع زمانی گردآوری این شعارها از مهر 1356 تا شهریور 1360 انتخاب شده است چرا که بنا به فرض این تحقیق در آن مقطع، هنوز انقلاب در جریان بوده و استقرار نیافته بود. در این تحقیق ازتمامی منابع مکتوب از جمله منابع چاپی و غیر چاپی و حتی مطالب نوشته شده بر روی دیوارها استفاده شده و آن‌چه که تحت عنوان شعار ثبت گردیده بود، استخراج گشته است. از میان آن‌چه گردآوری شده بود، حدود 4000 شعار انتخاب شد و مجموعه آن‌ها به شش محور تقسیم گردید: محور اول، شعارهای مربوط و شرایط داخلی و وضعیت نامطلوب رژیم شاه، که حدود 20درصد کل شعارها را در بر می گرفت. محورهای بعدی، شعارهای مربوط به اهداف، ارزش ها و آرمان های انقلاب (18درصد) و شعارهای مربوط بعد از به قدرت رسیدن انقلابیون، شعارهای مربوط به شخصیت های انقلاب و در پایان، شعارهای مربوط به مقامات خارجی را شامل می شود.
در شعارهای مربوط به اهداف، ارزش ها و آرمانهای انقلاب اسلامی، اهداف و ارزش های سیاسی انقلاب 36درصد، اهداف و ارزش های فرهنگی 49درصد و اهداف و ارزش های اقتصادی تنها 5درصد از این شعارها را به خود اختصاص می دادند. به تعبیر دکتر محمدحسین پناهی، استاد دانشگاه و محقق این تحقیق، اگر توزیع و تکرر شعارها را مبنا قرار دهیم، مشخص می شود که مهم ترین هدف انقلاب، در واقع اهداف و ارزشهای فرهنگی آن است و در این راستا، اهداف و ارزشهای سیاسی در اولویت بعدی قرار گرفته و در نهایت اهداف و ارزشهای اقتصادی اولویت بسیار پایینی از خواستههای مردم در شکلگیری انقلاب را به خود اختصاص داده است. طبق این پژوهش در اهداف و ارزش های فرهنگی انقلاب، شعارهای مطرح آن‌ها، ارزش شهادت و جانبازی(41درصد)، اهمیت دین اسلام و ضرورت توجه به آن(31درصد)، ارزش حجاب اسلامی(6درصد) را شامل می شود. همچنین نگاهی به ارزش های اقتصادی مطرح در زمان انقلاب، در قالب شعارهایی که بیان می شد، نشان می دهد نفی فقر و محرومیت های اقتصاد و حمایت از طبقات محروم در اولویت نخست و مخالفت با سرمایه داری ظالمانه در اولویت بعد، مهم ترین اهداف اقتصادی شکل گیری انقلاب اسلامی بوده است.
به استناد تحقیق دیگری در باره همان مقطع زمانی انقلاب، با استفاده از کتاب صحیفهنور، سخنان امام خمینی تحلیل محتوا شده است. در مقایسه ای بین شعارهای انقلاب، و گفتار و اعلامیه های امام، مشخص می شود که این دو سازگاری زیادی با هم داشته و بسیار بر هم منطبق بودهاند. همان‌گونه که اشاره شد، آرمانهای انقلاب اسلامی را از خلال شعارهای مردم و پیام‌های امام خمینی به خوبی میتوان شناخت، آرمانهایی که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز به صورت اصول مدوّن درج شده است. میتوان این اهداف و آرمانها را در سه دسته فرهنگی، سیاسی و اقتصادی طبقه بندی نمود:
1. آرمان های فرهنگی و اجتماعی، مانند: ایجاد محیط مساعد برای رشد فضائل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا، مبارزه با مظاهر فساد و تباهی، بالا بردن سطح آگاهی های عمومی، آموزش و پرورش همگانی، تقویت روح بررسی، تتبع و ابتکار و تشویق محققان، رفع تبعیضات ناروا وایجاد امکانات عادلانه، ایجاد نظام اداری صحیح، تأمین حقوق همه جانبه افراد، توسعه و تحکیم برادری اسلامی، تدوین قوانین و مقررات مدنی مناسب، برقراری حقوق مساوی برای مردم بدون توجه به قوم، قبیله، رنگ و نژاد، برخورداری همگان از تأمین اجتماعی، گسترش آزادی قانونمند اجتماعی.
2. آرمان های سیاسی، نظیر: سرنگونی نظام استبدادی و وابسته سلطنتی و ایجاد حکومت مردمی و مستقل، اداره امور کشور براساس اصل اسلامی شورا و دعوت به خیر، نفی هرگونه ستم گری، ستم کشی، سلطه گری و سلطه پذیری، تأمین امنیت داخلی و نفی تفتیش عقاید، آزادی قانونمند نشریات، مطبوعات، اجتماعات و راهپیماییها، اتکاء به آرای عمومی در اداره کشور، طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب، محو هرگونه استبداد، خودکامگی و انحصار طلبی، تقویت کامل بنیه دفاع ملی، تنظیم سیاست خارجی مستقل، ایجاد روابط صلح آمیز با دول دیگر، حمایت مقدور از مبارزه حق طلبانه ستمدیدگان و مستضعفان در برابر مستکبران.
3. آرمان های اقتصادی، همچون: پایان بخشیدن به غارت بیت المال توسط خاندان پهلوی و مقامات رژیم سلطنتی، صیانت از ذخائر و معادن زیرزمینی، تلاش در راه پیشرفت تکنولوژیک، استقلال و خودکفایی اقتصادی، تأمین خودکفایی در علوم و فنون، پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه، تلاش برای ریشهکن کردن فقر و محرومیت، تأمین نیازهای اساسی مردم، تأمین شرایط برای اشتغال همگان، تنظیم برنامه اقتصادی کشور به نوعی که موجب خودسازی و افزایش مهارت و ابتکار افراد جامعه باشد، جلوگیری از استثمار و بهرهکشی، منع اضرار به غیر، انحصار، احتکار و ربا، منع اسراف و تبذیر، جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور، تلاش برای افزایش تولیدات کشاورزی و صنعتی، حرکت در مسیر عدالت اقتصادی و کم کردن فاصله طبقاتی، رسیدگی به روستاهای کشور و محرومیت زدایی از آن‌ها.

دستاوردها
بنابراین می توان گفت دستاوردهای انقلاب اسلامی، همان آرمان ها و اهدافی هستند که به صورت کلی و یا جزئی، بخش هایی از آن‌ها تحقق یافتهاند و یا پیگیری میشوند. مطابق تقسیم بندی قبلی فهرستی از روِوس این دستاوردها در سه زمینه مزبور این‌گونه قابل طرح است:
1. دستاوردهای فرهنگی و اجتماعی، مانند: به وجود آمدن محیط نسبی خوب جهت رشد کمالات اخلاقی، زدودن اغلب مظاهر فساد از عرصه جامعه، ارتقای نسبی سطح آگاهی های عمومی، ریشه کنی بی سوادی، افزایش امنیت اجتماعی و قضایی در بسیاری از موارد، رواج گونه های مختلف ادبیات انسان ساز اخلاق مدار، آموزنده، انقلابی و دینی، افزایش و رشد مطبوعات و نشریات مفید و سازنده، اسلامی کردن اغلب مقررات مدنی، جزایی و اقتصادی، گسترش و احیای تفکر دینی در اقشار مختلف فرهنگی و در اغلب سطوح اجتماعی، افزایش هماهنگی بین تعهد و تخصص در جامعه متخصصان کشور، همکاری ثمر بخش اساتید و پژوهشگران حوزه و دانشگاه، افزایش پانزده برابری ظرفیت دانشگاه ها، مردمی شدن قوای مسلح و ایجاد بسیج، تلاش برای معرفی و تعمیم الگوی زن مسلمان، افزایش تعداد و تنوع و توزیع جغرافیایی دانشگاه‌ها، گسترش مراکز علمی و تحقیقی در همه زمینهها، افزایش و گسترش مدارس در همه مقاطع، جهش در محتوا و تعداد عناوین منتشره کتاب و گسترش کتابخوانی، ایجاد خودباوری فرهنگی و علمی، جهش در ابتکارات و نوآوری های علمی، دستیابی به عرصههای فوق پیشرفته علمی از قبیل نانو تکنولوژی و شبیه سازی و ژنتیک و دانش هسته ای و....
در حوز هنری و فرهنگی یکی از موارد قابل اشاره، سینمای ایران است که به اذعان تمامی صاحبنظران، قبل از انقلاب به هیچ وجه در دنیا مطرح نبوده و به حساب نمیآمده، اما امروزه به عنوان یکی از جذاب ترین، صاحب سبک ترین و جزو چند سینمای مطرح جهان قرار دارد. موفقیت و دستیابی هر ساله دانش آموزان ایرانی به مقامات جهانی در المپیادهای علمی در رشتههای مختلفی همچون فیزیک، ریاضی، شیمی، کامپیوتر و... در رقابت با کشورهای پیشرفته علمی یکی دیگر از شواهد رشد و توسعه علمی کشور در سال‌های پس از انقلاب است. رشد کمی دانشجویان کشور یکی دیگر از شاخص‌های توسعه علمی در سال‌های پس از انقلاب میباشد. در حالی که تعداد دانشجویان دانشگاههای کشور قبل از انقلاب از مرز 150 هزار نفر تجاوز نمی کرده امروزه این تعداد به حدود دو میلیون و پانصد هزار نفر بالغ شده است. همچنین در خصوص رشد سطح تخصص باید اشاره نمود کشوری که در سال 1356با 33 میلیون جمعیت، نیازمند ورود پزشک از خارج(از کشورهایی همچون هند، بنگلادش و پاکستان و...) بوده هم اکنون با جمعیتی بیش از دو برابر، پزشک مازاد دارد و خود به دیگر کشورها پزشک صادر می کند.
2. دستاوردهای سیاسی، نظیر: ریشه کنی نظام استبدادی شاهنشاهی، استقرار نظام جمهوری اسلامی، استقلال سیاسی و قطع سلطه و مداخله ابر قدرت ها در سرنوشت کشور، تحقق الگوی نوین مردمسالاری دینی در ایران، شکلگیری گروه ها و تشکل‌های سیاسی مختلف در عرصه رقابت سیاسی، توسعه آزادی های قانونی، تلاش در مسیر تحقق کامل پیوند دین و سیاست، رشد سیاسی و آگاهی های عمومی مردم، احیای روحی عزت و سرافرازی ملی درعرصه جهانی، دستیابی ایران به جایگاه قدرتمند منطقهای و بینالمللی، حرکت در جهت تجدید حیات تمدن جهانی اسلام، تنظیم سیاست خارجی و ارتباط با دیگر دولت ها بر اساس اصول اسلامی عزت، حکمت، مصلحت و سیاست نه شرقی، نه غربی، گسترش پیام انسانی و آزادیبخش انقلاب و حمایت از مظلومان در عرصه بین المللی، توجه بیش‌تر به جهان سوم و جهان اسلام در روابط خارجی، حضور قدرتمند و تأثیر گذار در مجامع و سازمانهای بین المللی و...
3. دستاوردهای اقتصادی، همچون: افزایش صادرات غیر نفتی، کاهش صادرات نفتی به نسبت افزایش جمعیت و هزینه ها، حرکت به سمت کاهش اتکاء بودجه به نفت، تنوع بخشی به تولید ملی و نجات از اقتصاد تک محصولی، توجه گسترده به مناطق محروم و دورافتاده، تحول اساسی در امکانات و زیر ساختهای روستایی مانند بسط و توسعه فعالیت‌های عمرانی و رفاهی در سطح روستاها از قبیل تأسیس خانه بهداشت، ساخت راه، حمام بهداشتی، برق، آب لوله کشی، تلفن و تأسیس مدارس تا سطح دبیرستان، جهش در تولیدات کشاورزی و صنعتی متکی به فناوری بومی، پیشرفت در صنایع کشتی سازی، خودروهای سنگین و سبک، و ماشین آلات کشاورزی، جهش و توسعه صنایع مستقل نظامی و دفاعی، پیشرفت در صنایع هوافضا و ساخت موشک و ماهواره و هواپیما، توسعه و بهبود چشمگیر ارتباطات، جاده ها، راه آهن، فرودگاه ها و بنادر، افزایش وسیع آموزش و تربیت نیروی انسانی ماهر، افزایش چندین برابری سد سازی و نیروگاه های آبی، توسع صنایع مختلف سنگین و سبک، افزایش سهم گاز در تأمین انرژی و پوشش دادن صدها شهر و میلیون‌ها نفر، افزایش و توسع ظرفیت پالایشگاه ها و صنایع گوناگون در حوز نفت و گاز، خودکفایی در تأمین فرآوردههای نفتی علی‌رغم افزایش شدید مصرف و جمعیت، توسع ظرفیت پتروشیمی و افزایش تولید آن تا بیش از بیست برابر، پیشرفت در عرصه فناوری اطلاعات، ساخت بومی کارخانجات تأمین سوخت هسته ای و نیروگاههای اتمی، ساخت نیروگاه های بادی و...
در حیطه صنایع نظامی، در حالی که قبل از انقلاب تقریباً تمام تسلیحات نظامی کشور از خارج وارد می شد، هم اکنون نه تنها این نسبت تقریبا معکوس شده بلکه ایران در زمرهِ یکی از تولید کنندگان تسلیحات پیشرفته نظامی در جهان قرار گرفته و تولیدات خود را به بیش از 37 کشور جهان نیز صادر می کند. در حیط صنعتی، کشوری که قبل از انقلاب تقریبا تمامی کالاهای صنعت ی خود را از خارج وارد می کرد و معدود کالاهای ساخت داخل آن نیز عموماً از کیفیت و مرغوبیت پایینی برخوردار بود، هم اکنون در اکثر زمینهها خود به تولید کننده تبدیل شده است و تولیداتش هم در بسیاری از موارد، از جهت کیفیت و استاندارد قابل رقابت با مشابه خارجی می باشد و در بسیاری از صنایع مصرفی و کالاهای واسطه ای به مرز خوداتکایی کامل رسیده است. در حیطه کشاورزی و دامداری طبق آمار رسمی دولت در سال 1356، دولت ایران فقط توانایی تأمین مواد غذایی مردم خود برای 33روز را داشته است و مجبور بوده باقی مواد غذایی خود را از خارج وارد کند. برای مثال مرغ را از فرانسه، تخم مرغ را از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارک و... وارد می کرده لکن هم اکنون علی رغم دو برابر شدن جمعیت، بیش از 300 روز در سال مواد غذایی خود را در داخل تأمین می کند و در اکثر زمینه ها خود اتکا شده است.
در بسیاری ازمحافل و گفت‌وگوها به هنگام بررسی وضع اقتصاد پس از انقلاب، مباحث به گرانی و تورم تقلیل پیدا می کند و قیمت اجناس و کالاهای اساسی، قبل و بعد از انقلاب با هم مقایسه می شود. در این موارد تبعاً مخالفان، قیمت بالای کالاها و خدمات در شرایط کنونی را مهم ترین دلیل برای ناکامی اقتصاد پس از انقلاب می دانند، در مقابل موافقان، ضمن توجه به این امر امر، به بسیاری از تحولات اساسی اقتصادی و صنعتی استشهاد می کنند و از خدماترسانی به روستاها، افزایش تولیدات صنعتی و پتروشیمی، گازرسانی به بیش‌تر نقاط کشور، توسعه جادهها و راهآهن و فرودگاهها، افزایش سدسازی و بومیشدن فناوری آن، انرژی هستهای، توان بازدارنده دفاعی و... سخن میگویند. در این موارد بایستی به همه آثار و دستاوردهای سیاسی و فرهنگی و اقتصادی انقلاب به طور جامع نگاه کرد و معدل گرفت و نباید با اغراق در مورد گرانی برخی کالاها سایر ره‌آوردهای انقلاب مردم نادیده گرفته شود. به اعتقاد بسیاری از پژوهشگران، کارنام عملکرد نظام جمهوری اسلامی، با توجه به تغییرات عمده شرایط و افزایش هزینهها و مشکلات کشور در سال‌های پس از انقلاب، با عنایت به حجم کارهای انجام شده، مصداق کارآمدی نسبی است. به عنوان مثال، نیکی کدی نویسند آمریکایی و یکی از کسانی که وضعیت ایران در یکصد سال اخیر را مورد مطالعه قرار داده است، علی رغم اشتباهاتی که در تفسیر بخشی از سیاست های جمهوری اسلامی در اثر خود به نام بررسی ریشه های انقلاب اسلامی، داشته است، در نوشته آخر خود تحت عنوان نتایج انقلاب ایران نتوانسته از ذکر برخی تحولات چشمگیر پس از انقلاب خوداری ورزد. او مینویسد: در ایران، زمامداران اسلامگرا سیاستهایی را به اجرا در آوردند که در نهایت به توسعه یک جامع سالمتر، آموزش دیده تر و فرهیخته تر کمک کرد.